متن تصنیف تنها با گلها هایده
🎤 هایده
تنها با گلها

مشخصات اثر

موردجزئیات
🎤 خوانندههایده
🎵 آهنگحسن لشگری
✍️ ترانهعلیرضا طبائی
🎼 دستگاهآواز دشتی
⏱ مدت۵:۱۱

پخش و دانلود

⬇ دانلود با کیفیت ۳۲۰

متن تصنیف تنها با گلها

تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

نه کسی آید نه کسی خواند
ز نگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم
که سخنها گوید ساز من

تو ندانی تنها همه شب با گلها
سخن دل را می‌گویم من
چو نسیمی آرام که وزد بر بستان
همه گلها را می‌بویم من

تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

چون ابری سرگردان
می‌گرید چشم من در تنهایی
ای روز شادیها کی باز آیی

امشب حال مرا تو نمی‌دانی
از چشمم غم دل تو نمی‌خوانی
امشب حال مرا تو نمی‌دانی
از چشمم غم دل تو نمی‌خوانی

تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

درباره این تصنیف

«تنها با گلها» از آن تصنیف‌هایی است که شنونده را در سکوت شب، تنها با یک پنجرهٔ باز و چند گلدان رها می‌کند. این اثر که حاصل همکاریِ هایده با حسن لشگری (برادر بزرگ لشگری، آهنگساز «دو سه شبه») است، یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های آمیختگیِ شعر عاشقانهٔ ایرانی با فضای سوزناکِ آواز دشتی به شمار می‌رود.

شعرِ گفت‌وگو با طبیعت

شعر علیرضا طبائی، روایتی است از آدمی که از همه بریده و تنها هم‌سخنی که برایش مانده، گل‌های باغچه‌اند. تصویر «نسیمی آرام که وزد بر بستان» و «ابر سرگردان»، از قشنگ‌ترین تشبیه‌های ترانهٔ فارسی در دههٔ ۵۰ هستند. این سبک شعر — گفت‌وگوی خصوصیِ راوی با عناصر طبیعت — امضای طبائی در بیشتر کارهایش است.

جایگاه در کارنامهٔ هایده

هایده در این تصنیف، بر خلاف کارهای پرشورترش مثل «خداحافظ»، صدایی آرام و درون‌گرا دارد. تحریرهای کوتاه و مکث‌های دقیق روی کلماتی مثل «تنهایی» و «شب تارم»، نشان می‌دهد که هایده این آواز را نه برای اجرا، بلکه برای «گفتن» ساخته است — و همین ویژگی، آن را به یکی از ماندگارترین آوازهای خلوتِ موسیقی ایرانی بدل کرده است.

چرا این تصنیف هنوز زنده است؟

دلیل ماندگاری‌اش ساده است: هر شنونده‌ای، دست‌کم یک‌بار در زندگی، همان «تنهاییِ شبانه» را تجربه کرده که راویِ ترانه از آن می‌گوید. و هر وقت آن تجربه از راه برسد، «تنها با گلها» از گنجینهٔ حافظهٔ شنیداری بیدار می‌شود — انگار که هرگز نرفته بود.

📚 بیشتر بخوانید